دارم کم کم حسرت میخورم
پزشکی قبول میشدم ولی اولویتم زدم پروتز دندانی
بعد پزشکی
هیچ علاقه ای ب پزشکی نداشتم ولی خب میتونستم بشم اولین دکتر فامیل و روستاهای مامان بابام
آخه چ کنم دیگه از همه نظر از پروتز دندانی خوشم میاد ولی حسرت خانم دکتر گفتن بقیه رو دارم
ولی خب این خانم دکتر گفتنا بیرونش قشنگه هیچ کی قرار نی جای من زجر بکشه هیچکی قرار نی خبر مرگ بچه مردم رو ب مامان باباش بگه ....
ولی واقعا میترسم در آینده ب خاطر انتخابم حسرت بخورم
ت رو خدا شماها تجربه دارین کمکم کنین ازین حس و حال حسرت در بیام