2777
2789
عنوان

بهم زنگ نمیزنن

175 بازدید | 22 پست

حدودا ۲ ماهی عملا بیخونه مونده بودیم و آواره خونه پدرم و پدرشوهرم بودیم. هیچ راه دیگهای نداشتیم و مجبوز بودیم. از طرف خانواده من حمایت حمایت حمایت، خانواده شوهرمم سر دو هفته یه دعوایی باهامون راه انداختن که به خاطر ما پسر مجردشون شب دیر اومده نتونسته بره شام بخوره. منم دیگه هیچوقت حاضر نشدم بیشتر از یک میهمان باشم براشون فقط میریم سر میزنیم میایم وقتی اونجام میگیم میخندیم ولی هرچی اصرار میکنن شب بمونید دیگه نمیمونم احساس میکنم از خونشون بیرونم کردن بیحرمت شدم پس پای مرگ و زندگی باشه دیگه نمیمونم. حالا از اون موقع چون ناراحت شدم و حد و مرز گذاشتم، ناراحت شدن دیگه نمیزنن حالمو بپرسن 😄 انگار بدهکارم شدم که از خونه بیرونم کردن.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

از خداشون بوده نمونینبهونه اومد دستشون واسه قطع ارتباط

قطع ارتباط که نکردیم. فقط مثل قبل نیستیم. اخه مادرشوهرم قبلش همش از زن داداشاش گله میکرد که هر روز به مادرش زنگ نمیزدن

کارت درسته همین فرمون ادامه بده ، یه هفته ده روز یبارم اگه دیدی خبری نداری یه زنگ بزن حال و احوالشون بپرس

🤍هزارمرتبه از ریشه، ریشه کن شده ام / اگر که خم نشدم ، تو استخوان منی 💖

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

عشق یه بیماریه

paeez400 | -42 ثانیه پیش
2834
2835
2108