دیگه داره سر ریز میکنه
میخوام دیوونگی کنم
وسائل رو بشکونم
جیغ بکشم
همیشه من بودم که مراعات کردم و تهش کاسه کوزه ها سرم شکست
همیشه احمقانه میخندم کسی نفهمه چقد غمگینم
واقعا احساس میکنم به ته خط رسیدم ولی هیچکی واسش مهم نیست و منم روز به روز دیوونه تر میشم
بقیه هم یا میگن گریه نکن یا میگن توجه میخوای
ولی دیگه نمیکشم
از خودکشی هم میترسم