اره؛ چند روزه نمیدونم چرا سرده.
چند جمعه میخاد بیاد منو ببینه میگه تو روزای هفته نمیتونم بیام کارش مجاب نمیکنه. بعد اخذ هفته ها من رو به زور میبرن روستامون پدر و مادرم. نامزدم حرص میخوره
از اخرین باری که رفتم سرد شده.
یبارم در مورد یکی پسر عمو هام یچیزی گفتم گفتم خونه عموم اینا خوش گذشت چون اون هم اونجا بود هم بازی بچگیم بود.
حس میکنم از همون موقع سرد شد باهام .
پسر عمومم یه سال از من کوچک تره شبیه داداشه برام