شیراز امروز زیر سقفی از ابر ایستاده
هوا انگار میان گریه و سکوت مانده،
و شهر، رنگی از اندوه روی تنش نشسته که با هیچ آفتابی پاک نمیشود، در این هوای خاکستری، دلتنگی ام مثل نسیمی سرد از میان کوچه ها میگذرد
و هر گوشه ی شهر، یاد تو را در من زنده تر میکند
عجیب است
چطور نبودنِ یک نفر میتواند وزنِ هوا را بیشتر کند،
میتواند صدای جهان را آرام تر کند،
من، در میان این سایه های سرد،
تو را مثل شعری ناتمام در دل حمل میکنم
تو در من جاری هستی💔