با توجه به وقت عمل ، من تقریبا میتونم بگم هرچی تاپیک توی نی نی سایت بود و هرچی مطلب و تبادل نظر توی گوگل بود خوندم، و در حدی استرس گرفتم که روز عمل پریود شدم از اضطراب
چون گفته بودن عمل لوزه بزرگسال انجام دادن خونریزی کردن بعد عمل، صداشون تغییر کرده، نمیتونستنغذا بخورن، نقاهتشون بیشتر از یکماه شده و کلی مطلب که الانم یادش میوفتم حس میکنم ترسناک بودن. ولی حقیقتا پزشک خوب و بدن هر فرد واقعا تعیین کنندس
من بیمارستان مصطفی خمینی عمل کردم پزشکم دکتر طاهره سادات واقفی که خدا عمر باعزت و سلامتی بهش بده
از ساعت ۳ بعد از ظهر روز قبل چیزی نخوردم ناشتا بودم (البته گفته بودن ۱۲ ساعت ناشتایی من موقعی که استرس دارم چیزی نمیتونم بخورم)
عملم صبح بود، کادر درمانش هم واقعا پیگیر بودن و باورشونم نمیشد تو ۳۴ سالگی اومدم عمل
خلاصه من رفتم توی اتاق عمل، چشم باز کردم مامانم با قران بالای سرم بود درد داشتم ولی قابل تحمل بود من کلا درد رو خوب تحمل میکنم
دکتر اومد بالای سرم و گفت عمل خیلی خوب بوده نیازی هم نیست شب بمونه بیمارستان برید خونه هرچی براتون نوشتم حواستون باشه که مشکلی پیش نیاد.
یکمی بعد من بزاق دهنمو تخلیه کردم کمی خون بود پرستار گفت یا قورت بده یا تخلیه کن ولی فشاری نیاز اصلا.
بعدش دوتا بستنی خوردم و خوابیدم یکم بیدار که شدم کمی گفتن راه برو و مرخصم کردن
دکتر این موارد رو بهم گفت
تا یک روز بعد عمل بستنی بدون رنگ بخورم، روز دوم بعد عمل هرجی گفته همدمای محیط بخورم، مثل فرنی، سوپ میکس شده نرم، شیرموز، شیرعسل، ابمیوه
من برای اینکه خیالم راحت باشه هیچ کدوم چیزایی که گفته بودن نخوردم چون اصلا میل ندلشتم ولی اب ولرم با عسل خیلی کم خوردم چون یبار ابمیوه خوردم حس کردم گلوم سوخت و خارش گرفت
بعدش پروتیین وی که داشتم با بستنی هم دمای محیط یا اب مخلوط میکردم و میخوردم که انرژی بگیرم و به خاطر خوردن شیرینی یا نخوردن غذا چربی بدنم بالا نره
من حداقل ۴ لیتر اب میخوردم و این اب و پروتیین تا روز ششم تنها خوراکی من بود و کاملا هم راضی بودم
تا روز چهارمم سومم حرف نزدم چون صدام گرفته بود و زبون کوچک ورم داشت از روز چهارم دیگه حرف هم زدم
از روز هفتم غذا خوردن رو شروع کردم سوپ میکس شده با اب قلم و سبزیجات وبرنج میخوردم، نون و پنیر صبحانه هم که داشتم فقط لقمه هام خیلی کوچک بود چای هم میخوردم
دیگه از خونه بیرون رفتم کارامو توتستم انجام بدم
از روز دوم حمام هم رفتم
داروها رو مرتب مصرف کردم که یک هفته ای تموم شد هیچ مسکنی جز همون شربت و شیاف استامینوفن که دکتر داد مصرف نکردم
تقریبا از روز هشتم همه چی به روال عادی برگشت
فقط برای ورزش دکتر گفت عجله نکن تا خبالمون راحت شه و از هفته سوم سبک شروع کن، مکمل های تقویتی مثل امگا ۳ و ... هم که قبلا میخوردم از هفته سوم دکتر مجوز داد که شروع کنم
هرکاری توی روتین بود سعی کرذم انجام بدم که نخوام دائم بیوفتم روی تخت، از روز سوم مسواک زدم و دیگه دهنم بو نمیده،
الان انقدر راضی ام و خیالم راحته، گرفتگی صدام باز شده، بعد مدت ها بینی کیپ نیست و نفس راحت میکشم، پشت حلقم ترشح نداره و دارم لذت میبرم از اینکه عمل کردم بالاخره