بخدا نمیدونمچرا اینجوری شدم مغزم انگار باهام یاری نمیکنه واسه خودش خودمختار شده
استادمون میخواست به یه چیزی حرارت بده گفتم من فندک باهامه و دادم بهش
اونم حرارت داد بهش و دادش بهم
الان فک میکنه معتادم از این فندکای معتادا بود فندک آشپزخونه هم نبود
(یه آقای دست فروش بود میفروخت قیمتش مناسب بود خریدم برا روشن کردن گاز)