من حالا کارم به ازدواج نرسیده ولی تو همین دوره دوستی همون اوایل راجب این موضوع باهم بحث کردیم اول کلا معتقد بود مهریه نباید باشه زن فروشی نیست که مهریه بخواد از این چرتو پرتا
بعدش که گفتم شما حق طلاق دارید هر زمان بخواید میتونید زنتونو طلاق بدید مهریه به ما یه خاطر جمعی میده مخالف داشتن حق طلاق بی قیدو شرط هم بود بعد که من یهو سر عصبانیت گفتم مهریه چهارده تا ولی حق طلاق بی قیدو شرط دیدم سریع قبول کرد درحالی که قبلش مخالف حق طلاق بی قیدو شرط بود
حاضر بود بتونم راحت بذارمش کنار ولی مهریه سنگین نباشه
منم خیلی ناراحت شدم حرفمم پس گرفتم و برام عجیب بود چرا انقد تو ماه های اول آشنایی داره باهام سر مهریه بحث میکنه
دوستام همشون مهریه سنگین نوشتن حتی زمین به نامشون کردن طلای کامل براشون خریدن دوبار عروسی گرفتن حق طلاق و همه حقوقی که میخواستن هم همراه با مهریه سنگین قرار دادن جای سه تا کالا پنج تا کالا رو شوهرشون خرید بعد من اوایل آشناییم با کسی که دوسش دارم سر این چیزا باید بحث میکردم واقعا قلبم شکست گفتم من مهریه رو سنگین مینویسم نمیخوای برو سراغ دختری که به انتظاراتت بخوره اونم کوتاه اومدو گف یه مهریه معقول باشه نه کم نه خیلی زیاد که تا هفت جد آدم نتونه بده
حالا به اون مرحله برسیم نمیدونم رو حرفش میمونه یا نه
الان بیشتر پسرای جوون سر مهریه و عروسی و همه چیز بحث میکنن
دوستامم با خیلی بزرگ تر از خودشون ازدواج کردن که این داستانا رو نداشتن ده سال بزرگتر مثلا