2777
2789
عنوان

ازدواج

108 بازدید | 24 پست

اگر کسی هست ک زیر ۱۸سالشه و تونسته با کسی ک دوسش داشته ازدواج کنه و باکره نیست چ ازدواج چ صیغه بدون اجازه پدر یا کسی میشه بگید چجوری یا اگر نکردید ولی میدونید میشه راهشو بگید

نظرسنجی

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

چرا نمیخوای از پدرت احازه بگیریزنا کردی ها این جرمه

خوانواده میدونن پسررم خوب میشناسن ولی موافق نیستن باهاش کلیم شکایت اینا کردن از جفتمون میخام ببینم اگ راهی هست خودمون یکاریش کنیم

آجی خب چند سال صبر کن الان سنت کمه. خانوادت حق دارن توی این مورد

۱۸سالگی هیچی ۴۰سالگیم اخه اجازه نمیدن من سه ساله الان درگیر دادگاه هم من هم دوست پسرم ۵ماه فرار کردیم اجازه نمیدن خلاصه

یعنی با این پسره مشکل دارن؟

اره با خودشو و خوانوادش سه ساله باهاشم و تو این سه سال چن ماه اول خیلی خوب بودن ولی ننم اینا مسافرت بودن ما خونه بودیم امدن خونه ما خواب بودیم شکایت کردن تا الان ما درگیر شکایتیم

خانوادت خب حالا بنظر من باید مسیله رو با خودتون حل میکردن تا شکایت ولی.. من واقعا حق میدم بهشون نخوان اجازه بدن عزیزم شرایط اصلا اوکی نیست. شما نمیشه فعلا سرگرم درسی شغلی چیزی بشی تا شاید چند سال بعد همین ایشون رو اجازه بدن یا شخص بهتری هم ممکنه پیدا بشه؟

فرار چرا وای

ببین من ب ننم ابنا معرفیش کردم بد اوکی بودن خیلی هم خوب بودن باهاش بد رفتن مسافرت ما امدیم خونه ما پنج روز من فک نمیکردم بیان چون شب قبلش زنگ زده بودم گفتن نمیایم فردا ساعت ۷صب امدن شکایت کردن رفتیم کلانتری و دادگاه من اونجا غهمیدم منو از بهزیستی گرفتن بد ۵روز رفتم بهزیستی ب حکم دادگاه تا دادگاه بعدی بعدشم امدم ک بخیر گذشت زندانیم کردن تو خونه بد دوماه فرار کردم ی هفته نبودم امدم یکم اوضاع بهتر شد دیگ طاقتم نیاورد گفتم یا میزارید من باهاش افد کنم یا خودمو ع پشت بوم میندازم خلاصه اون شبم بحث شد گفتن میدیمت بهزیستی منم از ترس اینکه نبنمش از پنجره اتاقم فرار کردم ۵ماه فرار کردیم بد ۵ماه امدیم همچی اوکی تا چند وقت پیش ک من تو مغازش نشسته بودم ننم اینا مارو دیدن دوباره شکایت کردن چون بابام منو امد بزنه دوست پسرم چ٫٫ا٫قو کشی کرد ولی کسی چیزیش نشد دوباره شکایت کردن و الان دوباره ما تو شکایتیم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز