سلام اول شرایط خودم رو بگم من 23 سالمه مربی پیلاتسم دو سه ساله جدا زندگی می کنم خونه هم دارم قبلا هم با یک اقایی تا نامزدی پیش رفتیم اما نشد
بعدش من یه شاگرد داشتم خانمه خیلی از من خوشش اومد و هر روز از پسرش جلوی من تعریف می کرد و می گفت پسرش بیاد دنبالش و اینا
تا منم پسرش رو دیدم و چند باری با هم بیرون رفتیم راستش شرایطش خیلی خوبه دو تا ماشین داره یدونه 207 و یدونه هم خارجی خونه داره خیلی هم جنتلمنه و استایل های مردونه می زنه 33 سالشم هست 10 سال ازم بزرگتره مهدنسه
حالا دومی بالای باشگاه ما باشگاه مردونست بعدش یه مربی اونجا هست مربی بدن سازی چند بار با هم صحبت کردیم و بیرون هم رفتیم اون 26 سالشه یه ماشین خوب هم داره ولی خونه نداره
خیلی هم تایپمه بعدش من به شوخی گفتم خاستگار دارم اون پیش قدم شد و به مامانم زنگ زد (این اقا رو دوست دارم و ایشون هم منو دوست داره اما اقای اولی فقط برای اینکه مامانس منو پسندیده می خواد بیاد خاستگاری ) و با اینکه خیلی پول داره ولی خیلی رفتار های خسیسانه ای داره برعکس دومی
دومی هم شرایطش خوبه ولی اولی بهتره ولی با باز با این حال دو.می اصلا خسیس نیست و من بیشتر دوستش دارم
حالا مامانم گیر داره دومی رحیم نجاره و من باید با اولی ازدواج کنم😂 نظر شما چیه ؟