2777
2789

چیشد آخرش

عجب نسلی بودیم؛ به ماکه رسید جنگل ها سوخت، دریاچه هاخشک شد، بیماری اومد،ماشین ۱۰ تومنی شد ۵۰۰ میلیون ،از داخل تحریم شدیم ازبیرون تهدید،جنگ داخلی وخارجی دیدیم،پرپرشدن هموطن هامونو دیدیم ،شدیم نسل دیدن ونداشتن، دویدن ونرسیدن،رفتن وموندن وانتخاب بین سخت وسخت تر ودرنهایت گور کردن تموم آرزوهامون ❤️🩹 نسل ما دیگه چی باید میدیده که ندیده ؟ آیندگان از ما به عنوان بدشانس ترین نسل تاریخ ایران یاد خواهند کرد........ درپی آن همه خون که براین خاک چکید🖤🥀 ننگمان باد این جان...... شرممان باد این نان .... میگما نکنه ما بریم دنیا قشنگشه !

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

یلدا و پدر شوهرش درگیر شدن از پنجره پرت شدن پایین هر جفتشون مردن

اها یعنی از بیماریش فوت نکرد؟وای مسخره تر شد که.اینهمه بتا مریضیش جنگید اخرش اینطور الکی فوت کرد.واقعا سریال مزخرفی بود

چیشد آخرش

یلدا بیتا رو دعوت کرد بیاد که مثلاً میخواست بهش بگه بعد از من با اسماعیل باش و اینا بعد اسماعیل رسید و ناراحت شد رفت خونه زری مامان باهاش درد و دل کرد گفت دلم شکسته اون میدونه من عاشقشم نمیتونم بعد از اون با کسی باشم رفته بیتا رو آورده و اینا و گریه زاری و از این حرف ها درد و دل میکردم با مامان زری بعد میخواست بره مامان زری بهش گفت که باباش آزاد شده اونم تا فهمید رفت مسافر خونه پیش یلدا

تو همین حین بابای اسماعیل که جای یلدا و اسماعیل رو پیدا کرده بود رفت همون مسافر خونه با دروغ گفت که بحث کوچیک پیش اومده پسرم عروسم رو برداشته رفته و از این حرف های الکی و مظلوم نمایی و شناسنامه نشون داد که بابای اسماعیلم تا با دروغ هاش و مظلوم نمایی هاش صاحب مسافرخانه حرفش رو باور کرد بعد بهش گفت که اسماعیل نیست اما ابراهیم به دروغ گفت بزار برم با یلدا صحبت کنم تا اسماعیل نیومده که شوهرشو راضی کنه برگردن اونم راضی شد بردش بالا پیش یلدا . یلدا هم تا ابراهیم رو دید جا خورد ابراهیم رفت داخل باهم صحبت کردن و اینا در اصل ابراهیم اومده بود رضایت بگیره برای خودش

یلدا هم گفت هرچی بگی امضا میکنم پولم نمیخوام فقط بگو تو آدم فرستادی که منو بزنن که بوم بیوفته اینم چرت و پرت که من پای کارم میمونم اره من فرستادم که تو رو بکشه ولی زنده موندی و این حرفا یلدا هم عصبانی شد با گلدون زد تو سر ابراهیم همه جا خونی شد ابراهیم هم عصبانی شد داد و بیداد کرد و گفت تو مال زدن نیستی که بزنمت و من برای دعوا نیومده بودم خودت خواستی که دوباره یلدا اومد یقشو گرفت هلش داد دوتایی باهم از پنجره مسافرخونه پرت شدن پایین افتادن رو ماشین ابراهیم که دارم بود

ابراهیم که درجا مرد

یلدا هم لحظه آخر که اسماعیل رسید نفس های آخرش گفت اگه گذاشته بودی اون شب خودمو بندازم پایین... بعد مرد

آخر هم تشییع جنازه رو نشون داد که همه اومده بودن و قبر یلدا و ابراهیم نشون داد که همه داشتن گریه میکردن اسماعیل هم بالای قبرها

بعد اسماعیل در آخر برگشت شرکت باش همونجا که یلدا میخواست خودکشی کنه همه خاطرات یادش اومد و اینکه یلدا گفته بود اگه نجاتم نداده بودی هیچ کدوم از این اتفاق ها نمی افتاد و توهم داشتی ساز دهنی میزدی.

تیکه آخر آخر هم نشون داد که اگه اسماعیل یکم دیرتر رسیده بود یلدا خودشو انداخته بود پایین و همه زنده مونده بودن و یلدا خونی کف خیابون بود اسماعیل هم ساز دهنی میزد انگار هیچ وقت همون ندیدن .


تمااااممم.😂

یلدا بیتا رو دعوت کرد بیاد که مثلاً میخواست بهش بگه بعد از من با اسماعیل باش و اینا بعد اسماعیل رسید ...

مرسی😘که وقت گذاشتی

عجب نسلی بودیم؛ به ماکه رسید جنگل ها سوخت، دریاچه هاخشک شد، بیماری اومد،ماشین ۱۰ تومنی شد ۵۰۰ میلیون ،از داخل تحریم شدیم ازبیرون تهدید،جنگ داخلی وخارجی دیدیم،پرپرشدن هموطن هامونو دیدیم ،شدیم نسل دیدن ونداشتن، دویدن ونرسیدن،رفتن وموندن وانتخاب بین سخت وسخت تر ودرنهایت گور کردن تموم آرزوهامون ❤️🩹 نسل ما دیگه چی باید میدیده که ندیده ؟ آیندگان از ما به عنوان بدشانس ترین نسل تاریخ ایران یاد خواهند کرد........ درپی آن همه خون که براین خاک چکید🖤🥀 ننگمان باد این جان...... شرممان باد این نان .... میگما نکنه ما بریم دنیا قشنگشه !

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108