2777
2789
عنوان

پارت 99 ❤️

14 بازدید | 0 پست

پارت 99

آروم پا شدم و رفتم یه شومیز گشاد راحتی پوشیدم با شلوار راحتی

موهامو شونه کردم و بالا سرم جمع کردم

پارسا کوچولو بیدار شده بود و با اون چشمای خوشگلش نگام میکرد

داشتم فکر میکردم بعد جدایی من و سپهر چشمای پارسا همیشه من رو یاد سپهر میندازه و این خیلی برام عذاب بود

پارسا شروع کرد گریه کردن که بغلش کردم و گذاشتمش تو بغلم و بهش شیر دادم که در خونه باز شد سپهر با دوتا پاکت خوراکی اومد داخل پشت سرش مادرش ام اومد

سپهر در رو بست آروم سلام کردم که جوابمو داد بهار : ببخشید نمیتونم بلند شم / مادرش هیچی نگفت و رو مبل نشست سپهر وسایل رو گذاشت رو کابینت آشپزخونه و گفت : مادر جان ببخشید بهار هنوز که سر پا نشده تنهایی از پس بچه بر نمیومد مجبور شدیم شمارو بیاریم / مادرش : وای خداااا من برای بچه تو هرکاری میکنم پسرم خودم حمومش میکنم خودم تمیزش میکنم اصلا شیر مادر نیاز نیست شیر خشک براش بگیر / این میخواست منو از بچم جدا کنه سریع با ترس گفتم : نه پارسا به شیر خودم عادت کرده ممنون / مادرش اهمیتی نداد و پا شد رفت سمت آشپزخونه

این اینجا اومده بود زهر خودشو بریزه میدونم

نگران نگاه سپهر کردم که اونم رفت تو آشپزخونه کنار مامانش کمک

با کمک سپهر غذا درست کردن و خوردیم خیلی گشنم شده بود اما بخاطر پارسا هر غذایی نمیتونستم بخورم چون دل درد میشد

لقمه هامو پشت سر هم تند تند قورت میدادم

سپهرم گرسنش شده بود

بعد ناهار پارسا هی گریه میکرد

سینمو نمیگرفت و گریه میکرد داشتم کلافه میشدم

متوجه شدم دست شویی کرده

دست به کار شدم و شستم و تمیزش کردم مادر سپهرم کمکم کرد

پارسا آروم شد و شیر خورد و خوابید

ماما کوچولو ، اینکه رمانی که مینویسم اسیده به روم نیارین دلم اون شبا و اون رمانای سم قدیم رو میخواد🦦🦦 rooomanbahar (دقیق همین رو کپی کن و اولش اینو /t.me با اینو ://https بزارید 🦦💕 خببب اینم بگم سم ترین سایتی که میتونید پيدا کنيد اینجاست هرکی پشت اکانت لم داده و فاز برداشته تا بگی پسره از من خوشش اومده داره واسم جون میده میگن عاشقت نیست ولش کن داره باهات بازی میکنه تا بگی شوهرم با گوشی رفت گلاب به روتون تو دست شویی میگن داره خیانت میکنه مطمعن باش بچه نداری جدا شو. بگی دارم درس میخونم میگن با درس به هیچی نمیرسی کی با درس به جایی رسیده برو هنری پيدا کن ادامش بده، بگی دارم کلاس نقاشی طراحی میرم میگن پول توش نیست همه بیکارن برو یه کار دیگه بکن. بگی 22 سالمه عاشق شدم میگن سنت کمه هورمونات ریخته بهم نه داداش باید عشق رو تو 40 سالگی تجربه کنی 💩 بگی دلم میخواد ازدواج کنم میگن نه ازدواج خوب نیست تا 50 سالگی مجرد بمون با عرض احترام شاید کسی دلش ازدواج و خانواده بخواد باید تا 50 سالگی صبر کنه؟ 🦦 بگی جدا شدم میگن آفرین بهترین کار کردی بعد از اونور به خانم های مطلقه چقد حسادت میکنن و توهین میکنن 🚶 هیچ وقت خوشم نمیومد از کلمه نر استفاده کنم اما متاسفانه نر های اینجا دیگه کلا تعطیلن سگ بهشون پا نمیده میان اینجا لا به لای سایت زنونه هر نری درخواست دوستی بده به معنی اینه ننش خرابه) شاهکاره این سایت 90 درصد آدمای اینجا با آدمای تحصیل کرده که خصومت شخصی دارین 🦦 با کادر درمانم که کلا خصومت دارین🦥 فقط شماها خوبید تمام. ( ماما هم نیستم در آرزوی مامایی به سر میبرم که امسال میرسم بهش).

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز