3 ساله ازدواج کردم از روز اول کلی مشکلات و تنش و دعوا داشتیم
یکسال بعد ازدواج حق طلاق رو گرفتم در ازاش تمام مهریه و... رو بخشیدم
تنها دلیلی که این سه سال تحمل کردم ک موندم خانوادم بود
حقیقتا خانواده خیلی خوبی هم ندارم که بخوام طلاق بگیرم یعنی حامی ندارم...
الانم مشکل مالی ندارم میتونم طلاق بگیرم و جدا از خانواده زندگی کنم ولی مامانم نمیذاره جدا زندگی کنم
دلایلی که همیشه دلم میخواد طلاق بگیرم ایناست: شوهرم ۱۳ سال ازم بزرگتره کلا اهداف زندگیش با من یکی نیست
طبقه بالای پدرشوهر زندگی میکنیم و پدرمادرش یکی از بزرگترین دلایل اختلاف ما هستن
اصلا دلم نمیخواد حتی یک ثانیه باهاش رابطه جنسی داشته باشم اصلا بدن منو بلد نیست ،حتی از عید امسال تا الان جدا میخوابیم...
از وقتی ازدواج کردم کلا خودمو فراموش کردم هدف هام ، علاقه هام ، حتی زندگی کردن رو یادم رفته...
یکساله دارم دارو افسردگی مصرف میکنم بهتر شدما اما همچنان حس میکنم تو این زندگی دارم حیف میشم
شما بودین با توجه به اینکه تو خانواده خودتون حامی ندارین جدا میشدین؟؟؟