اکسم خیلی اذیتم میکرد این پنج سال تحمل کردم که درست بشه وفادار بشه اما نه خیلی لاشی هرماه یکی رو دوست داره همه دخترارو وارد بازی هاش کرده هردفعه میگه من یکی رو گذاشتم برا زندگیم ب اونم حیانت کرد منم اولین رابطم بود خیلی وابسته بودم ب شدت
هرکاری باهام کرد بازم دوسش داشتم خیلی ازش خواستم تغییر کنه خیلییی اما گفت نمیکنم و یکی دیگ رو میخوام
حالا کار ب دختره ندارم که با فامیلش بوده و خیلی من پاکم پیشش اما طرف خودمو شناختم
دروغگو زیاد باید از ده تا حرفش ی راست پیدا میکردم
بهش میگفتم هدف دارم میخونم برا کنکور مسخره میکرد میگفت این همه خوندی اخرشم هیچی
شخصیتمو له میکرد (تعریف از خود نباشه خوشگلم عیبی هم ندارم حتی دختراهم عاشقمم میشن)
ولی عکس که میفزستادم ب حیون تشبیه ام میکرد شکل اینی خیلی ناراحت میشدم ولی بازم میموندم و میساختم
گفت دلم میخواد بخوامت ولی نمیخوام اذیتت کنم چند روز بیام باهات باز ولت کنم
ولی من دیگ خسته شدم امشبم فوش کشیدم بهش گفتم برو همونا لایقتن تو لایق من نیستی و بلاک
همیشه باید میگفتم درست حرف بزن شعور داشته باش
الان چند روز ارامش دارم از نبودش چون خیلی باهاش حرص میخوردم بخاطر کاراش ولی بعد چند روز وسوسه میشم برم سراغش بنظرتون چیکار کنم ؟!