جالبش اینجاست تو خود رمان منصور شخصیت بسیار قوی تری داره
بعد محبوبه منصور داغون و افسرده میشه
برای درد و دل خالی کردن خودش میره پیش همسایشون که آقایی اهل کتاب و اهل ادبیات هست
به مرور زمان دختر این آقا رو میبینه که یه دختر بی نهایت با ادب و با فرهنگه ( توی فیلم دختره فقط لوندی میکرد )
ولی صورت دختره خیلی خراب شده و ابله زده
میگه من که همه چیمو از دست دادم لاقل با این دختر ازدواج کنم و اینطوری با نیم تاج خانم ازدواج میکنه