من الان سه ماهه که اومدم خونه ی خودم
فعلا هم قصد بچه دار شدن ندارم
ولی
شوهرم از من بی میل تره
با حرفی که امروز زد فهمیدم اصن دوست نداره بچه ای از من داشته باشه،
من شوهرمو دوست دارم و زندگیمم همینطور
داشتم میگفتم که دوستم گفته بچه شیرینیه زندگیه
و اگر خیلی نباشهو خیلی دیر اقدام کنی،زندگیت عادی و یکنواخت میشه
بعد شوهرم گفت بچه زندگیه شیرین رو شیرین تر
و زندگیه تلخ رو تلخ تر میکنه، حرفش کاملا درسته ها ولی
مطمئنم مطمئنم که واس و با توجه به زندگیمون گفت
ولی نمیفهمم زندگیه ما که تلخ نیس
دعواهای سه ثانیه ای که دعوا نیس
ولی هر چی که هست خیلی بهم برخورد
بقیه میرن سه ساعت رو مخ زنشون کار میکنن واس بچه ولی من شوهرم احتمالا خودمم نمیخواد چه برسه بچه ای که من مادرش باشم
حالم بد شد خیلی خیلی زیاد
😭😭😭