میشه راهنمایی کنید این ینی چی مثلن رلم فوت شد رفیقش اومد ازم خاستگاری کرد گف میخوامت منم قضیه رو به مامانم گفتم مامانم پاشده رفته دعا نویسی منم به مامانم گفتم بودم تو این جنجالا نرو هر چی قسمت باشه همون میشه ترف هم اخلاقش اینا خیلی خوبه بچه خوب کاری گفته بودم یه ماه حرف بزنیم بعد بگیم به خانواده هامون خلاصه مامانم رفته پرسیده ترف برگشته گفته بخت اینو بستن اونم اینو نمیخواددداره بازی میده منم میگم به این چرتو پرتا گوش نده اونی که بخواد راهشو خدا براش باز میکنه الان از دیروزه دعواس تو خونمون تا خود الان من که راضیم الان رفته چسبیدع از چرتوپرت چیکارش کنم مامانمو چی بگم اخه