سلام عزیزم، خط قرمزامو رعایت میکرد، بهم احترام میگذاشت و دوستم داشت. برای ازدواج کردنمون تلاش کرد و خیلی پیگیری کرد و معیارای زیادی که برام مهم بودن رو، داشت. خداروشکر.
راستی اینم برام مهم بود کنارش خودم باشم و حالم خوب باشه
چیزی به اسم نیمه گمشده نداریم ممکنه هزاران نفر باشن که بزای شما یه همسر مناسب میتونن باشن شما وقتی یکیشو پسدا کردی که معیار هاتو داشت باید باهاش ازدواج کنی
ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…