برادر و پدرم خیلی بدبین هستم
بیرون بودم که زنگ زدن با تندی گفتن بیاااااا
تازه ساعت ۶نیم یا ۷ بود
حتی برنداشته بودم به دوستمم زنگ زده بودم اونم بنده خدا سر کار بود
من رفته بودم دنبال کار
وقتی برگشتم خیلی حالم بدشد
روانی شدم به همشون فحشهای زشت دادم
به بابام و برادرم
مامانمم بود کلی ام زدم ت سر خودم
الان حالم خوب نیس