2777
2789
عنوان

رابطه

| مشاهده متن کامل بحث + 335 بازدید | 32 پست
خودت تاپیک زدی، سوال پرسیدی منم جوابتو دادم گاردی وجود ندارهبعدشم خیلیا اینمدلی که گفتی هستن لزومی ن ...

باشه عشقم نمیدونم کجا زندگی میکنی ولی لابد شهر شما اینجورین دیگه ، من همون اولم گفتم دیدگاه شما جایی تو این تاپیک نداره لطفاً برید همون جایی که تا ازدواج سیبیلاشونو نمیزنن اونجا قطعا شنونده بیشتری دارید

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

باشه عشقم نمیدونم کجا زندگی میکنی ولی لابد شهر شما اینجورین دیگه ، من همون اولم گفتم دیدگاه شما جایی ...

من کی گفتم تا ازدواج سبیلاشونو نمیزنن؟ چرا بیخودی حرف میذاری توی دهن من؟

اگه اینجوریه شمام تشریف ببرید کاباره خونه اونجا قطعا افراد بیشتری باهاتون موافقت میکنند

درضمن سایت عمومیه و شما حق ندازی برای من تعیین تکلیف کنی که تو کدوم تاپیکی برم تو کدوم نرم

حد خودتونو بشناسید لطفا

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
من کی گفتم تا ازدواج سبیلاشونو نمیزنن؟ چرا بیخودی حرف میذاری توی دهن من؟اگه اینجوریه شمام تشریف ببری ...

من از اول گفتم دیدگاه منو تو همسو نیست پس اگه واسه وقتت ارزش قائل باشی قطعا نمیمونی اینجا بحث کنی فداتشم

در غیر این صورت کرم از خودته که میخوای بمونی این تاپیک پس برای من بحث حد و حدود نکن

من از اول گفتم دیدگاه منو تو همسو نیست پس اگه واسه وقتت ارزش قائل باشی قطعا نمیمونی اینجا بحث کنی فد ...

وقتی شما حد خودتو نمیشناسی قطعا بحث حد و حدود میکنم!

نظرمون همسو نیست؟ خب میتونستی بخونی و رد شی نه اینکه برگردی بگی شهر شما فلانه و تا ازدواج سبیلاشونو نمیزنن

سایت عمومیه هزاران نفر با نظرات مختلف توش وجود دارن دلیلی نداره وقتی کسی به قول خودت نظرش باهات همسو نیست اینجوری برخورد کنی باهاش

تحمل شنیدن نظر مخالفو نداری خب تاپیک نزن عزیزجان

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
منظورتون از دور بر میدارن چی هستش ؟

احتمالا منظورش اینه شاید طرف خودشیفته باشه و با یه عزیزم گفتنت فکر کنن تو دیگه چقدر عاشقشی و اونا هم سو استفاده کنن

منظورتون از دور بر میدارن چی هستش ؟

یعنی خیلی خیلی صمیمی میشن شاید حرفای بزنن که نباید بزنن و اصلا وقتش نباشه اونقدر احساس راحتی کنن😌

ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام...با تو بودن ز همه دست کشیدم دارد! ❤H❤

وقتی شما حد خودتو نمیشناسی قطعا بحث حد و حدود میکنم!نظرمون همسو نیست؟ خب میتونستی بخونی و رد شی نه ا ...

عشقم تاپیک منه این شمایین که توی تاپیک من موندین ، و قطعا که تحمل شنیدن دارم که دارم با شما بحث میکنم

حالا شما گفتین من حد و حدود خودمو نمیشناسم ،میتونم بپرسم چطور به این نتیجه رسیدین؟

عشقم تاپیک منه این شمایین که توی تاپیک من موندین ، و قطعا که تحمل شنیدن دارم که دارم با شما بحث میکن ...

شما از همون اول که من نظرمو گذاشتم شروع کردی به گارد گرفتن و بی احترامی

که نمیدونم نیا تو تاپیکم و شهرتون فلانه و اینا

اصلا به فرض که نظر من صد در صد اشتباه میتونستی بااحترام بگی ممنون که وقت گذاشتی پاسخ دادی اما من عقیده ام باهات فرق داره

میتونستی اصلا سکوت کنی

من خیلی ناراحت شدم که همینطور ندیده و نشناخته میای منو قضاوت میکنی میگی عهههه لابد تو ازونایی هستی که تو شهرشون دخترا تا قبل ازدواج سبیلاشونو نمیزنن

هم قضاوت کردی هم تمسخر

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
شما از همون اول که من نظرمو گذاشتم شروع کردی به گارد گرفتن و بی احترامیکه نمیدونم نیا تو تاپیکم و شه ...

خب من اول به شما گفتم عقایدمون یکی نیست لطفاً نمونید توی این تاپیک ، ولی شما موندینو شروع کردین بحث کردن و گفتید من نمیتونم بهتون بگم کجا باشین یا نباشید

پس شما هم الان نمیتونین به من بگید من چی میتونم بگم یا نمیتونم بگم

چون همشو از حرفای خودتون برداشت کردم!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108