امروزبچه هاروفرستادم پیش پدرشو
ن/ماداریم جدامیشیم) ب(علت خیانت)زارزدما زار
واگذارجفتشون به قران وخدا نمیگذرم ازشون .
اگه دختره نیومده بود توزندگیم
الان داشتم خونه تمیزمی کردم بعد ناهار موردعلاقه همسرم بعدحموم وارایش ساعت یک میومد .....شب هم تفریح
ولی نشد
منم الان قرص های خوابموخوردم توتخت درازکشیدم تابعدظهربخوابم ....بازم پاشم همین روالم....دلم برابچه هام ازالان تنگ شده چطورمیتونم تاشنبه که میان تحمل کنم .....
کاش برام دعا کنیدیه دعاازته دل زندگیم درست شه معجزه شه