سلام دوستان،شبتون بخیر
اگه میشه وقت بزارید بخونید شاید بتونیم زندگی یه نفر رو نجات بدیم
دوستم یه قضیه ای رو برام تعریف کرده که مغزم داره سوت میکشه،نمیدونم دیگه چطور راهنماییش کنم که حرف من به گوشش بره
قبل ازدواجش با یکی دوست بوده ولی یه دوستی معمولی بدون هیچ گونه مسائل جنسی که وقتی نامزد میکنه،دیگه باهاش تموم میکنه(همسرشم متوجه میشه که با کسی دوست بوده)وخطشم عوض میکنه چندباری هم تو همون دوره قبل عقدش پسره پیگیر میشه و پیام میده که باز چت میکنن ولی یه جوری ردش میکنه بره،خطی که قبلاً داشت و گفتم عوض کرده بود به نام باباش بوده که پسره باز به اون خط پیام میده و باباش از دوستم پیگیر میشه که این کیه پیام داده و دوستم میگه نمیدونم،شوهرش که متوجه میشه باز پسره پیام داده تهدید میکنه که میرم یه بلایی سرش میارم
خلاصه میگذره تا چند روز پیش دوستم آیدی پسره رو داشته و میره بهش پیام میده حرف میزنن و هدفشم این بوده که بگه من اسم بچه ام رو هم اسم تو گذاشتم و پسره میگه ما همدیگرو دوست داریم بیا پنهانی رابطه داشته باشیم و دوستم میترسه و میگه نمیشه اگه شوهرم متوجه بشه چی و جواب منفی میده دوستم میگه اگه جدا بشم باهام ازدواج
میکنی میگه آره میگه من بچه دارم میگه بچه ات رو هم عین بچه ی خودم دوست دارم و بیا در ارتباط باشیم من پات میمونم تو یه شهر نیستن پسره میگه میام ببینمت تا حالا حضوری همدیگرو ندیدن دوستم میگه باشه ولی از دور پسره
میگه چرا از دور دوستم میگه چون خطرناکه و ممکنه دستم رو بگیری و بغلم کنی و این داستانا بعد تو همین حین به پسره میگه که من قبلا جریان تورو به شوهرم گفتم و خطرناکه بلایی سرت میاره، پسره هم میگه هیچی نمیشه و کسی نمی فهمه و اینا، بعد میگه من از تو رابطه هم میخوام من و تو همدیگرو دوست داریم و باید به نیازهای هم جواب بدیم اینجا دیگه دوستم میگه نه و من نمیتونم و تا زمانی که جدا نشدم این کارو نمیکنم پسره کلی اصرار میکنه که خونه میگیرم که راحت باشیم و این داستانا کلی دوستم حرف میزنه که نه من نمیتونم پسره میگه پس بهم نود بده ، دوستم میگه نه خلاصه که آخر سر هم از این اصرار و از این انکار پسره میزنه بلاکش میکنه دوستم میره با یه خط دیگه بهش پیام میده پسره میگه برو دنبال زندگیت و بهم پیام نده بازم بلاکش میکنه حالا این دوست دیوونه ی من میگه پسره ترسیده که اینجوری گفته و دوستم داره میگه میخوام بهش زنگ بزنم بگم چرا همچین خواسته ای از من داشتی، شما بگید من چطور بهش بفهمونم که همچین پسری ارزش نداره که زندگیتو خراب کنی؟
بنظر شما این آدم دوستش داره؟
میدونم طولانی شد و خسته شدین ولی یه راه حل بدین که بهش بگم تا دستی دستی زندگیشو خراب نکنه
اینم بگم که همسرش واقعا دوستش داره و مرد خوبیه و تو زندگی شون مشکل بزرگی ندارن