یکطرفه قضاوت نکنید
دختر داداشم تولدشه،جشن گرفتن شام گفتن برم یانه؟
خانواده برادرم نه تو بله برون ،خواستگاری پدر مادرم گفتن نه تو عقدش گزاشتن منو خواهرم بریم،چون جمکران بود عقدش گفتن ظرفیت نداره ما گفتیم میایم مسجد میشینیم نزاشتن
ت هیچ مناسبتی بهم تبریک نگفتن نه تولد ،نه روز دختر با این حال همیشه من بودم مادر پدرمو بردم خونشون برای جشن مناسبتا،مشهد رفتم با دختر برادرم منو ول کرد تو حرم رفت من بعد ۱۰سال رفته بودم بلد نبودم خداشاهده کوچهارو عین خنگا گم کردم،آخرش پرسون پرسون رفتم پیدا کردم،بی محلی زیاد میکنن ناراحت میشم از دست همشون
بارها شده نشستم گریه کردم از دستشون هزار بهانه دیگه هست
الان تولد با پدر مادرم برم،بدبختی مجردم مادرم هرجا میره باید منم باشم