همکلاسی هستیم تا الآن اصلا باهم صحبت هم نکردیم فقط یکی دو سالی میشه که اومدیم دانشگاه
بعد این با خانوادش رفته صحبت کرده با خانواده ی من بدون اینکه حتی قبلش بیاد به خودم بگه
مشخصه خیلی منو می خواد کلا چشش دنبال من بود نگاه می کردم نگاهشو می دزدید ولی تازه متوجه شدم که قبل اینکه به من بگه با خانوادم صحبت کرده منم دوسش دارم اونم همینطور فرهنگ هامون هم بهم می خوره
ولی می دونی مشکل کجاست اینکه من هنوز سنم خیلی کمه ۱۹ سالمه کلی هدف دارم و اون آدم ۳۰ سالشه و از نظر تیپ و قیافه هم اصلا اون چیزی نیست که من می خواستم ولی بازم منم از همون روز اول یه حسی داشتم بهش این آدم خیلی داره تلاش میکنه من ببینمش باهاش صحبت کنم خانواده ی خودمم مشکلی ندارن من خودم هر طور فکر می کنم حتی اگر احساسی باشه منطقی نیست من خیلی شیطون تر و هیجانی ترم اون آدم خیلی آروم تره ولی مشخصه خیلی منو دوس داره و حاضره هر کاری بکنه ولی من سر همین مواردی که گفتم اصلا باهاش صحبت نمی کنم دور میشم که نیاد سمتم
چیکار کنم