یه دوست باکلاس داشتم
از اونا که از دور میومد فکر می کردی تو شهر ما مهمانه😄
یه روز اومد خونه ی ما
خواهرم پای مرغ پخته بود
فکرش و نمی کردیم بخوره
اما هم خورد
هم دستور پختش و گرفت .
سری بعد گفت رفتم مرغ فروشی
گفتم پای مرغ دارین
واسه سگم می خوام 😐😐😐
خب الان من حق دارم این دوستمو واگذار کنم به خدا یا نه😂
زیاد میومد خونه مون
زیادم چیز میز می خورد
نوش جانش
اما با تعریف مکالمه ش با مرغ فروشه
خودش و از چشم انداخت😂
پخته بود خونشون خوشمزه نشده بود.
حقش بود
کلاس گذاشتن داره آخه
خب بگو می خوام سوپ بپزم واسه مادربزرگ خدا بیامرزم
والا😜
به قلم #ننه_دو_حسن