2777
2789
عنوان

حالم بده

688 بازدید | 28 پست

دختری که به قصد ازدواج با پسری آشنا میشه هرچند یکبار دیت میرن برای آشنایی بیشتر که پسره دختره رو می.بو.سه . بغل میکنه ، اما بدون اینکه نظر دختره رو بپرسه میخواد باهاش از پ.ش.ت رابطه برقرار کنه که دختره اجازه نمیده،( یهو پسره شلوارش رو پ ا ی ی ن میکشه، و دختره برای اینکه پسره کاری نکنه محکم لباسش رو میگیره و اجازه نمیده) و بعد از اون دیت دختره به پسره پیام میده که اهل این جور روابط بدون هدف و صرفا برای هوس نیست و نمیتونه نیازهای ج.ن.سی پسره رو برآورده کنه و از پسره میخواد اگه دنبال همچین دختری هست بره دنبال زندگیش. پسره که قبلاً همش از ازدواج میگفته ، اینجا میگ که شرایط ازدواج ندارع و از دختره میخواد که فقط باهم دوست بمونن ، دختره هم قبول نمیکنه و کات میکنن. با توجه به همه اینا و باتوجه به بوس و بغلی ک دختره فکر میکرد از روی علاقه ست و اعتراضی نکرد دید شما به همچین دختری چیه ؟ دخترع پاکی هست یا خیر؟؟ ماجرای خودمه و الان با پسرعموی همین شخص عقد کردم چون اومد خواستگاری و من جواب مثبت دادم نمیدونم اشتباه کردم یا نه ؟ عذاب وجدان دارم ، بغض دارم حالم خوب نیست

خدایااا کمکم کن ، به تو توکل میکنم خدا جونم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خب اگه فقط بغلت کرده که ناپاک نیستی رابطه که برقرار نشده توام عذاب وجدان نداشته باش

بوس کرد و بغل و یکم به پایین تنم دست زد بیشرف 😭😭😭😭

خدایااا کمکم کن ، به تو توکل میکنم خدا جونم

خیلی ها تو تاپیکات گفتن که نامزد نکن .چون هر بار جلو چشماته و قرارها ببینیش .چون هم فامیله هم رفیق صمیمی خواستگارت .اما مرغت یک پا داشت و گوش نکردی

آینده رو میدیدن و میدونستن که روزی پشیمون میشی .اما خب تا سرت به سنگ نخوره قبول دار نمیشدی که به خاطر آرامش خودت میگفتن

عزیزم توبه کن و چیزی نگو .چون ازدواج کردی دیگه

محمود دولت آبادی در کتاب کلیدر میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....

خیلی ها تو تاپیکات گفتن که نامزد نکن .چون هر بار جلو چشماته و قرارها ببینیش .چون هم فامیله هم رفیق ص ...

خوشبختم و اون شخص هم هیچی به کسی نگفت

من خودم عذاب وجدان دارم متاسفانه

افکار خوردم اذیتم میکنه

خدایااا کمکم کن ، به تو توکل میکنم خدا جونم

عذاب وجدان دارم نسبت به همسرم

عزیزم بهتر بود تن به این ازدواج نمیدادی که جلوچشمت نباشه.ولی خوب کاریه که شده دیگه.

محمود دولت آبادی در کتاب کلیدر میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز