به یه نفر خیلی کمک کردیم همیشه برا کمک دستش سمت ما دراز بود ما هم دل صاف اگ واقعا تو خونخ بود بهش میدادیم اون روز یه چیزی ازش خواستم رک بهم گفت من چکار دارم ک تو نداری، آب سرد روم ریخت انگار چقد بی شرم حیا اون کمکا رو نکرد یعنی حالم از کمک کردن بد شد چقد یه آدم میتونه بی ذات باشه قلبم داره میترکه. اما قبر خودشو کند قسم خوردم بمیره هم نگاش نکنم