پارت 95
پرستار بچه رو گذاشت تو بغلم
وای خدااا چقد ناز بود
چقد کوچولو بود
مو نمیزد با سپهر چشماش مو نمیزد با چشمای سپهر
پرستار از اتاق رفت بیرون
بچم زد زیر گریه که باید شیرش میدادم اما جلوی سپهر خجالت میکشیدم
صدای گریه بچه بیشتر شد که مجبور شدم با کمک سارا لباسمو بزنم بالا و به بچه شیر بدم
اونم خیلی خوشگل شروع کرد شیر خوردن
چقد ناز و کوچولو بود
سپهر داشت نگاهمون میکرد که یه پرستار در اتاق رو باز کرد و گفت : دکتر پناهی لطفا بیاین مریض تخت 1 کد 99 خورد / سپهر سریع از اتاق رفت بیرون
منم بعد اینکه به بچم شیر دادم به کمک سارا لباسامو عوض کردم و منتظر بودیم سپهر بیاد بریم