دیگه از یه جایی به بعد با ضربه هایی که خوردم دیگه اون نسخه قبلی خودمو پیدا نکردم خیلی جنگیدم برای یه سری آدما که درست بشن که بمونن اما نشد نخواست که بشه نمیشه که اون بی تفاوت من مدام سگدو بزنم خسته شدم من از کلی سختی برگشتم دلم هنوزم خیلی چیزارو میخواد ولی دیگه نا ندارم دیگه فقط خودمو انتخاب کردم دیگه تنهایی شده انتخابم و این درد داره امیدوارم خدا بهم قدرتشو بده خودمو بسازم با این تنهاییم:)
خیلی اشک ریختم خیلی جنگیدم ولی فقط من بودم که جنگیدم این واقعا برام بغض داره ولی من قوی ام مگه نه