دختر فامیلم ۲۷ سالشه تازه عقد کرد کار شوهرش گفت ام دی اف الان میگه بنایی میکنه یک وقت پیش میگه میخاسته بوفه بزنه مجوز ندادن
حتی روز عقدش آرایشگاه نرفت لباس مجلسی نپوشید بعد فهمیدیم در حد محرمیت خطبه جاری شده ولی چطور همه رفته بودیم محضر ولی با این حال خیلی فکر میکنه شانس آورده از شوهرش اینقدر غرور داره که نگو
من با اجازه شما تا الان مجردم خیلیا میگن بیایم خواستگاری ولی پاشون به خونه باز نمیشه نمیدونم چرا چی مانع میشه خدامیدونه