خیلیی حس تنهایی دارم.. با یه نفر حدود دو سال پیش آشناشدم سه چهار ماهی حرف زدیم بعد تمام شد ولی ارتباط و اینا بود دورادور بعد اون سه ماه پیش گفت ازدواج میخواد بکنه و ازدواج کرد.. من الان خیلیی حس تنهایی دارم... حس میکنم دیگه فرصتام تموم شده عکسشونو دیدم رفته بودن ماه عسل هی میگم پس من کی قراره خوشبخت شم.. منو کی قراره دوست داشته باشه .. باهاش برم مسافرت و اینا... نگید همه چی به وقتش سنمم ۳۴ ساله.. تقریبا تنها کسی بود که خوشم اومده بود ازش. اصلا دیگه انگیزه ندارم نه برا زندگی نه کار دوس دارم حالم بهتر شه.. ولی مدام خودمو با اون دختر مقایسه میکنم.. من قیافه معمولیی دارم.. ولی اون دختر واقعا زیبا بود.. این خیلی اذیتم میکنه.. طرف به من گفت دوس داشتنی وجود نداره تو دنیا اصلا..ولی الان تو اینستاش اسم دختررو با قلب نوشته کنارش