2777
2789
عنوان

لطفا بیاید

37 بازدید | 8 پست

من دیشب از سرکار اومدم تجمعات و رفتم سمت خواهرم که کنار دوستاش نشسته بود.بعد با ابجیم رفتیم برا مامانم قرص بگیریم.من اصلا محدثه رو ندیدم.بعد وقتی با ابجیم تو راه داروخانه بودیم یکی از دوستای صمیمی کراشم نشسته بود.اسم کراشم محدثه هست.بعد دوست محدثه مارو دید و ما رفتیم داروخانه.وقتی من داشتم برمیگشتم دوست دیگه محدثه رو دیدم که رد شد.ابجیم وقتی داروهارو گرفتیم سریع رفت منم اروم اروم رفتم و یک گوشه از تجمعات نشستم.ابجیم که پیش دوستاش نشسته بوده میگه وقتی من اومدم محدثه سمت کوچه که من همیشه میشستم رو نگاه کرده بعد دوباره به سمت دیگه نگاه کرده بعد از چند دقیقه اومده درست روبه رو من و نزدیک ابجیم وایستاده.

ادامه دارد..

شب قبل این اتفاق من اومدم با ابجیم بریم بعد تو راه رفتن من رفیق صمیمی محدثه رو دیدم که داشت با چند تا دختر دیگه غیر از محدثه صحبت میکرد.بعد همون موقع ابجیم بدو بدو رفت با دوستش خدافظی کنه منم برگشتم وقتی ابجیم اومد که بریم دیدم دوست محدثه که اسمش مهناست پیش محدثس و دارن من رو نگاه میکنن.

قبلا من درست چشم تو چشم یعنی رو به روش نشسته بودم رو صندلی اونم رو صندلی بود.هر از گاهی هم نگاش میکردم اونم نگام میکرد.حتی تو گوشیم بودم بعد متوجه یک نگاه شدم سرم رو که بالا اوردم دیدم محدثه دست راستش رو زیر گلوش گذاشته و ابرهاشو داده بالا داره نگاه میکنه حتی شدت نگاش انقد زیاد بود که من هم دیدمش روم رو برگردوندم ولی اون بازم نگاه میکرد.

خاله دوست ابجیم خیلی زرنگه.به ابجیم گفته محدثه وایستاده بوده من که اومدم یکی از دوستای محدثه اومده بدو بدو پیش محدثه که امیرحسین اومد امیرحسین اومد.بعد محدثه با ارنج دست زده به دوستش که هیس ابجیش کنارمه.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز