2777
2789
عنوان

کمک کنید فوریییی

203 بازدید | 18 پست

بچه ها لطفا بگید من چه کاری میتونم بکنم:

من یه دختر سر به زیرم که گاه شیطنت میکنم،در حد حرف البته.

من متاسفانه با یکی رفاقت کردم که کاش نمیکردم

یعنی یه کارایی کرده که الان افتاده تقصیر من،اینم بدونید که با این شخص(دوست نگم بهتره) سه هفته ای میشه که قطع رابطه کرده بودم

اقا ناگفته نمونه ما شبا میرفتیم تجمع،من برای خود تجمع،اون برای اینکه بیاد پسرارو دید بزنه و بخواد بهشون شماره بده(بعضی مواقع چادر سر میکنه بعضی مواقع نه،که از این مدل ادما خیلی بدم میاد)

سر همین چیز باهاش قطع رابطه کردم،گفتم تا هر وقت میری مستقیم و رو در رو با یه نامحرم خیلی راحت صحبت میکنی پیش من نیا(بلاخره ادم و از دور و وریاش میشناسن،بقیه میبینن اونو، میگن اینم دوستشه حتما مثل خودشه)

تا رفتیم مدرسه(سال اخریم) و پریروز اومد عکساشو با اون پسر به بعضی از بچه های کلاس نشون داد،من اون موقع فهمیدم اینا شیرینی خوردن و اینا،هی با خودم میگفتم این بی عقل چرا اومد گفت به بچه ها ،الان یکی بره بگه به دفتر که اخراجش میکنن


دیروز اون شخص اومد پیش همه بچه ها گفت فکر کردی ادم خوبی هستی؟

جانماز آب میکشی،میدونی من دهنم و باز کنم آبروت تو کل کلاس رفته

اصلا من هرکاری میکنم به تو ربطی نداره.

منم گفتم، منم دهنمو باز کنم آبروت تو کل کلاس گرفته


صبحش به یکی از بچه های کلاسمون گفتم چی داری میخونی

گفت فضولی؟

شاید من نخوام بهت بگم

یعنی پشت سر من پیش همه حرف زده بود

کل کلاس ازم بدشون میاد


بعدشم دیدم همه دارن نگام میکنن رفتم به مامانم زنگ بزنم

با گریه

تو راه پاهام شل شد افتادم زمین

اونو گفتن بیاد دفتر


ولی بعدش گفتن برید بیرون صحبت کنید


صحبت کردم گفت بچه ها از کجا میدونن من نامزد کردم

تو گفتی


گفتم من همین دیروز که عکساتو نشون دادی به بچه ها فهمیدم

از کجا بیام بگم اخه،بعدشم دید داره ضایع میشه داشت تقصیرارو مینداخت گردن بچه های کلاس،که با تو مشکل دارن،البته من باور نکردم چون معلوم بود همه این حرفا الکیه


رفتم خونه حالم خیلی بد بود


مامانم زنگ زد مامانش

هر چی از دهنش درمیومد بهش گفت

اخر سرم میدونید چیا گفتن؟


گفتن دختر خودت بدتره خبر نداری


شب شد رفتیم تجمع

اون شخص یه جایی رو به مامانم نشون داد گفت: همینجا دخترت گفت برو این پسره رو برام جور کن!!!!

باورتون میشه؟

مامانمم ری..د بهش

گفت انقد حسودیه دختر منو نکن

تو سر خواستگارای مهدیه حسودیت میشد،انقد که بچه و کوته فکری


منم صبحش که مامانم زنگ زده بود درباره دوست پسراش گفتم


نگفتم فعلا که رفته بوده به یه کسیم شماره بده

یادم رفت


خلاصه اونا میگفتن به شما ربطی نداره زندگیه من

ماهم گفتیم معلومه که به ما ربطی نداره

ما فقط میگیم تو حق نداری جلوی بچه ها،جلوی ۳۰ نفر دانش اموز همچین غلطی کنی

امروزم دیدم از گروه کلاسیه روبیکا حذفم کرده


مامانمم همون صبحش به مامانش تلفنی گفت دختر من چه تو بیرون چه توی تلویزیون پسر خوشگل و خوشتیپ ببینه،مخصوصا نظامی،میگه چی میشه تو آینده شوهر منم این شکلی باشه

کاش بعضی مواقع عینکم و میزدم تا بهتر ببینمشون،فکر نکن چیزیو از من مخفی میکنه،دخترم روش نمیشه تو چشای کسی نگاه کنه و صحبت کنه،اون دختر خودته

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

برات مهم نباشه، ماه پشت ابر نمیمونه همکلاسی هات خودشون کم کم میشناسنش و میفهمن چه .... یه


تا آخر عمر درگیر من خواهی بود و تظاهر میکنی نیستی، مقایسه تو را از پا در خواهد آورد؛ من میدانم به کجای قلبت شلیک کرده ام، تو دیگر خوب نخواهی شد 🙃

اگر چیزی گفت سریع به مدیر بگو با جدیت برخورد کن

اره همینم میشه،دیدم چیزی به گوشم برسه میرم به مدیر همه چیو میگم،البته یکم نوچه مدیرم هست،نمیدونم مدیر رسیدگی میکنه یا نه

ولش کن بابا بذار هر غلطی دلش میخواد بکنه فقط دیگه یاهاش نگرد تمام

اینجا نی نی سایته، اینجا بعضیا خرج روزانه شون، درامد ماهیانه خیلیامونه. اینجا حرف از بی عدالتی و ظلم علیه زنانه. اینجا نظرکرده زیاد داریم، اونایی که موکل دارن، حس ششم دارن، اونایی که خواب زیاد میبینن ولی نمیگن شب قبلش شام چی خوردن. اینجا نی نی سایته، جایی که از تنهایی بهش پناه میبریم، با هم حرف میزنیم، جر و بحث میکنیم، خیلیا اینجا زندگی میکنن، هویت دارن، دوستاشون اینجان. همه نوع ادمی هم اینجاست، کنکوری و غیر کنکوری و مجرد و متاهل و باردار و زائو و در شرف طلاق و طلاق گرفته و فیک و اصل و اصیل و فقیر و غنی. 🫂 ولی با هم مهربون باشیم ، چون شاید در دنیای واقعی، همه مان به همان چند کلمه ارامبخش نیاز داشته باشیم... الا بذکر الله تطمئن القلوب

اره همینم میشه،دیدم چیزی به گوشم برسه میرم به مدیر همه چیو میگم،البته یکم نوچه مدیرم هست،نمیدونم مدی ...

بگو اگر نمیتونید رسیدگی کنید میرم اموزش پرورش بهش بگید کاری به کارش ندارم کاری هم به کار من نداشته باشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108