تازه خودش که برای خونع هیچی نمیخره
خانوادش پایینمونن گفتن هروقت چیزی نیاز داشتی ب خودمون بگو
سرما خوردم مریض شدم پاشدم تخم مرغ گذاشتم شوهرمم هی میگفت گشنمه تازه از سرکار اومده بود برا اونم گذاشتم بم گفت نونم برام گرم کن گرم کردم بعد ی چی بهم گفت جوابش ندادم گفت ها بگو چرا ب خانوادم میگی برات خرید کنن حق نداری بگی چیزی بخرن برات قبلشم اینو بگم هی میگفت پولاروخرج کردم حقوقو بهتم نمیدم هیچی دیگه وقتی گفت حق نداری بگی چیزی بخرن راستش بهم ریختم گفتم بزار باش منطقی صحبت بکنم نخواستم حرف بزنم بی هوا زبونم بازشد گغتم ایت تخم مرغیم ک میخوری من گفتم بخرن دلشون برام سوخت خودشون گفتن چیزی نیاز داشتی بگو خودت ک نمیخری پس من ب کی بگم ها میخوای برم داری ایقد اذیتم میکنی دردت چیه مگع برده اوردی مگه یتیم اوردی چته گفت وقتی جوابم نمیدی منم ایطوری بات صحبت میکنم خوبت میکنم گفتم نه نه دلیل رفتار پری روزیت چی بود گفتی بم چیزنیاز داری برم بخرم سبدکالارو بگیرم منم لیست دادم بهتم گغتم ضروریارو بگیر مابقیش نشد نگیر چت بود اومدی فوش دادی بداخلاقی کردی گفت چون اون روزم جوابم نمیدادی گغتم میدادم بعدشم توک باخوشحالی رفتی خرید گفت نه دلم ازت ناراحت بود ک جواب نمیدی (بازم باهم قهر بودیم یکم دیر یا سرد جواب میدادم) گفت منم دیگ بهم ریختم گفتم میخواس پولارو برا زندگیت خرج نکنی میخوای من برم گفت دارم خرج میکنم پ این چیزا ازکجا میان گغتم کجا چی میخری قسط سوپری هارو چن ماهه ندادی گفت اون ماه ندادم این ماه دادم هی بهونه میگرف ک حرف نزنم گفتم دارم منطقی صحبت میکنم بمون گوش بده هرجا بد خواستی بری برو گفتم میدونی کارت زشته مدام هرچی میشه ب خانوادت میگی و میکشونیشون اینجا مبدونی کارت زشته مدام میگی برو خونه بابات گفت خوب میکنم تو همه چیو میگی گفتم دیروز زدیم ب هیشکی نگفتم گفت محکم نزدمت ک دیدی دستت کشیدم گغتم جلو بابات خواستی بالباسخونگی از خونه بندازیم بیزون گفت ن اروم کردم گفتم میخوای برم ک ایطور میکنی گفت نه گفتم پس بگو چی برات کم گذاشتم ک لایق همچین رفتاری میبینیم محبت نکردم غذا نپختم چیکار نکردم برات