خانوادم کلیی بهم شک دارن ، کاملا مخالف دوسپسر و اینان و منم داشتم
همشون شک دارن بهم ، مدام گیر میدن ، نیش و کنایه میزنن جایی میرم همش توضیح و هشدار و کنایه و ...🥺
الان که در سنی هستم که باید برای آیندهم کاری بکنم ، دانشگاه یا شغلی چیزی بخاطر شک کردنشون نمیزارن هیچکاری بکنم🥺🥺🖤
از همه بدتررر اون طرف هم کاری کرد ازش جدا بشم ، و برای برگشتنم هر شرطی گذاشتم زد زیرش یعنی رسماا ولم کرد و بیخیال داره به زندگی و کارش میرسه ، میگفت حتماا بدستت میارم ، میگفت هر اتفاقی از جانب خانوادت بیوفته پشتتم بهش این قضیه رو گفتم گفت مزاحمت نمیشم
منو تنها گذاشت با یکک عالمه حسرتت و این همه شک که خانوادم بهم دارن
داغونممم ، آیندهمممم ، قلبمم همه چیم رفتتت
انقدررر جلوی خانوادم گریه کردم و گفتم کاری نمیکنمم خسته شدممم 🥺🥺واقعاا که دارم به چیزایی منفی فکر میکنمممم