برای راهنمایی و اون روزای خوشش
برای در رفتن از کلاس با دوستام به بهونه اینکه دفتر بامون کار داره
به رفتن و نشستن تو دفتر پرورشی و خوش و بش با معاون پرورشی
برای خنده هامون با معاون اموزشی
برای پچ پچ کردن تو کلاس با دوستام
برا دوست بودن و خندیدن با معلمایی که عاشقشون بودم
برای اهنگ خوندن و مداحی خوندن با دوستام
برا نشستن توی پله اضطراری های مدرسه زنگ تفریحا و در رفتن از توی حیاط رفتن
برای تمرین سرود ها و برنامه های پرورشیمون
برا عشق به مدرسه
برا بچه بودن
بدم میاد از دبیرستان
همه وقتی میرن دبیرستان خوشحالن ولی من نه
من دلم میخواد برگردم به اون روزا
کاش زمان یه سری موقع ها ایست میکرد نمیگذشت و من تو همون خوشی ها میموندم
دلم تنگه برای همه چیز دوسال گذشته
برا تک تک لحظه هاش
خدایا شکرت که اون روزا خوش بودن
خدایا بقیه زندگیمم طوری کن که هر لحظه با فکر کردن بهش لبخند رو لبم بیاد 🥺🥺