2777
2789
عنوان

بدون مخاطب

62 بازدید | 0 پست

گفت باید حرف حرف من شود آن نیز شد

گفت جز من از همه پرهیز کن پرهیز شد

از زمستان تا ته مرداد با یادش گذشت

آمدم کم کم فراموشش کنم پاییز شد

تا بفهمم دوستم دارد غرورمن را شکست

بابت فهمیدن هر نکته باید ریز شد

کوله بارش جمع شده در خانه آه از خاطرات

جای شالش روی رخت آویز حلق آویز شد

من دم مرگم گره از گیسویت وا میکنی

از طبیبان عطر موی لخت تو تجویز شد

مردم و گفتم که از این زندگی راحت شدم

آمدم آرام بگیرم زود رستاخیز شد


محبوب من، پاییز عزیزمان از راه رسیده است...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108