ناراحتم از ازدواجم حقیقتا
کاش هیچ وقتتتت همو نمیدیدم
افسرده شدم ...خسته شدم
پول قرض داده به خواهر زاده اش درحالیکه من پول نیاز دارم و نمیره پولشو بگیره
پدرش مریضه خواهرش میگه بیارش پیش خودم نمیبرش اونجا درحالیکه توقع دارن من غذا براشون درست کنم
دوستام تودانشگاه متاهل ان شوهراشون هی میان میبرن
من نمیام چون کسی نمیاد دنبالم ...هم ماشینای سر خط
هی نگید پول بگیر پول بگیر سیاست سیاست
خسیسه نمیده چکنم...هر راهییی بگین رفتم هر راهییی
وسایل ارایشیم تمومه ولی ذوقی ندارم ..دیگه پولم بده نمیخوام ...
کاش هیچ وقت همو نمیدیدم کاش...هیچوقت