فهمیدن یه سری چیزا خیلی دردناکه
نوجوان که بودم درس میخوندم به هوای مهاجرت ...همیشه یه سری آدما میگفتن مهاجرت چرا ؟میخوای بری شهروند درجه دو بشی !
گذشت و زمان گذشت و من وارد دانشگاه شدم ...اونجا بود که دلم میخواست بزنم تو دهن اونی که میگفت شهروند درجه دو شدن تو یه کشور غیر ایرانی افتضاحه ،من اینجا اولویت هزارمم ...سهمیه های مختلف و فامیل فلان فرد و افراد مهمان سهمیه ای و افراد غیر ایرانی و ... رو بذاری جلوی من ،تازه بعدش میرسه به ما ...
حتی برای درس برداشتن ...بدون توجه به فاکتور های دیگه ...دیگه عادت کردم ولی حالم بد شد واقعا !