دیروز وسط خواب اعزرائیل دیدم بعدش دیدم داداشم پتو رو انداخت روم و داشتم خفه میشدم هر چه قدرم سعی می کردم پتو رو بکشم اون ور نمی رفت داشتم خفه می شدم که از خواب بیدار شدم خدایی خیلی ترسناک بود ولی امروز با این همه اتفاق میخوام بیاد سراغم فکر کنم شکنجه شم ولی الانشم دیکه نمی کشم