دوران دبیرستان دوستی داشتم ب اسم سجاد...خیلی متلک می انداخت به دخترا.پیش خونه شون نشسته بودیم ی تیکه انداخت ب دختری.منم خواستم چیزی گفته باشم از دور خانمی داشت می اومد بنده خدا پاهاش یکمی پرانتزی بودن گفتم سجاد نگا کن چقد گشاد راه میره بهم گفت مهدی مادرمه