2777
2789
عنوان

یادش بخیر

1 بازدید | 0 پست

بچه بودم خونه فامیل که میرفتم

بچه فامیل عروسک زیاد داشت حموم کهنه داشتن اونجا میریخت میرفتم تو شکمم قایم میکردم کلی مامانم

میدید شکمم باد کرده دعوام میکرد عروسکها رو خالی میکرد

آخرش یدونه شانسی به پیرهنم میچسبید میموند

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108