2777
2789
عنوان

وام گرفتن

| مشاهده متن کامل بحث + 753 بازدید | 21 پست
عزیزم حتما شرایطشو داشتیم و حتما خود شوهرم دلش میخواسته که کمکش کنم. یه طوری میگی انگار من شوهرمو زد ...

قربونت برم من نگفتم که شما کار بدی کردین منظور منم دقیقا همین بود که اگه واقعا کسی شوهرش نیازمند پوله خوبه که کمکش کنه حالا شده با فروش طلا یا هر چیز دیگه که به قول شما قابل استفاده نیست

سعی کن زن باشی مرد بودن مثل آب خوردنه    
کار خوبی کردی طلا همیشه به درد میخوره منتها شانس هم خیلی مهمه

شاید مادرت داشته باشه؟؟؟ اخه الان همه بانک ها تقریبا سود ۲۲ درصد میگیرن. این خوبیش اینکه ضامن نمیخای... اگه کمتر از ۱۸۰ گرم هم طلا ببری اشکال نداره هااا... بر اساس همون مقدار بهت پول میدن... مثلا یهو دیدی ۵ میلیون، ۷ میلیون...

ما یه بار نیاز به ۲۰ تومن داشتیم برای عمل دخترم... خیلی هم فوری بود

پول نداشتیم

سریع طلاهای مادر و خواهرم و خودمو گرفتم. صبح رفتم بانک. ظهر ۲۰ تومن وام به نام خودم و مامانم گرفتیم... یک سال بعد هم شوهرم پول را به بانک داد و طلای مامانم را آزاد کرد... همیشه میگه مادرت تو لحظه های سخت کمکم کرده...

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

شاید مادرت داشته باشه؟؟؟ اخه الان همه بانک ها تقریبا سود ۲۲ درصد میگیرن. این خوبیش اینکه ضامن نمیخای ...

نه اصلا نمیتونم از مامانم بگیرم چون شوهر من کلا ادم بیخیال و خونسردیه بعد تو اون یکسال من دق میکنم می میرم ولی وام بانک که باشه مجبوره بده...تازه اگه بزاره بگیرم...فقط میخواد تو راحتی باشی قسط و وامی نداشته باشه...راستش منم وامو میخوام که سرویس و مبل و میز ناهرخوریمو عوض کنم داغون شدند روم نمیشه کسیو دعوت کنم خونمون

یه بار سر همون روزا که ما برای عمل دخترم ۲۰ تومن پول کم داشتیم، مادرشوهرم داشت میرفت کانادا برای زایمان دخترش یک سال بمونه پیشش... بعد داشت میگفت میخام طلاهام را بگذارم تو صندوق امانات بانک که دزد نبره تو این یک سال... منم دیگه روم نمیشد از مامانم طلا بگیرم (انقدر که هر بار تو شرایط بحرانی زندگی ازش گرفته بودم 😥😥) اومدم به شوهرم گفتم برو به مامانمت بگو خب به جای صندوق امانات بانک ملی بگذار صندوق بانک کارگشایی.. که ما هم پول عملمون جور بشه

هی گفت نمیده ول کن

گفتم بابا به خدا روم نمیشه به مامانم بگم دیگه... خب مادر تو که داره میره بانک چه فرق داره

گفت تو نمیفهمی اون نمیده

اخر زورش کردم زنگ زد

مادرشم پشت تلفن شستش😐😐😐

گفت من طلامو به تو نمیدم (گفت به نام خودت وام میگیرم که طلات جاش امن باشه)

گفت نه شما بچه رو بهونه کردین پول و طلاهای منو بدزدین😐😐😐 این بچه هیچیش نیست. سالم سالمه... شما از روز اول نقشه کشیدین الکی گفتین مریضه 😐😐😐😐 حالا یک سال بود شاهد اشک ها و زجه های من بوداااا... میگفت دروغ میگیییی

اخرم گفتیم مرسی مامان... ببخشید براتون نقشه کشیدیم... خدافظ

شوهرمم کلی چپ چپ نگام کرد. گفت قصدت همین بود که مامانم بی ابرومون کنه 😐😐😐🙃🙃🙃

نه اصلا نمیتونم از مامانم بگیرم چون شوهر من کلا ادم بیخیال و خونسردیه بعد تو اون یکسال من دق میکنم م ...

اهان... خب پس راهی سراغ ندارم دیگه... قسطی خود همون مبل را هم میفروشن خب... اگه شوهرت موافق خرید هست خب بره از خود مبل فروش قسطی بخره

یه بار سر همون روزا که ما برای عمل دخترم ۲۰ تومن پول کم داشتیم، مادرشوهرم داشت میرفت کانادا برای زای ...

خدا ایشالا روز به روز بهتر واستون بسازه همراه با سلامتی منم دارم خودم یدونشو میدونم چی میگی 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز