عزیزان ما ی فامیل نزدیک داریم خیلی نزدیک که گه گاهی همو میبینیم ینی نمیشه خیلی رابطه رو ریشه کن کرد خیلی وارد جزئیات نمیشم همچین صمیمی هم نیستیم باید بگم در حد سالی ۱ بار ی هفته میمونن خونمون در این حد بگم، این خانومه جای یکی از اقوام خیلی نزدیک که خانومش فوت کرد اومد جاش ینی ما با شوهر این خانوم رابطه صمیمی داریم
بعد درمورد خودم بخوام بگم من خیلی جنبه های متنوعی زندگیم داره اکثرا اهل تفریح و سفر (چ داخلی چ خارجی) هستم ، کلاس های متنوع میرم و زبان های متنوع یادمیگیرم وقت داشته باشم کلاس های هنری میرم ینی باید بگم بیشتر عاشق تجربه کردن هستم ، بعد این خانوم هر وقت میاد هیچ حرفی در مورد اونا نمیزنه ، چسبیده به کارهایی که انجام ندادم یا برام مهم نیست همش تکرار میکنه، مثلا از خوشی از تجربه حرف بزنم کلا دهنشو میبنده ولی ۱ ساعت بعد میره تو فاز نصبحت فلان کار رو چرا نکردی یا درمورد ازدواج که خیلی خوبه و.. بماند من قبلا به خواست خودم نامزدیمو بهم زدم همش میگه چون تو تجربه بد داری میگی بده همیشه هم تکرار میکنه! با اینکه واقعا برام خیلی خوب شد شناختم و بهم زدم میخوام بهتون بگم درمورد کارایی که انجام میدم و دستاوردام هیچ حرفی نمیزنه یا در مورد کوچک ترین چیز مثلا این شخص شوهرش گفت تو قبلا مربی خصوصی داشتی بدنسازی کار میکردی؟ منم گفتم اره درسته در حد حرفه ای کار میکردم ولی دیگه حوصلم نکشید برام ی دوره تفریح بود دیگه خسته شدم کارای دیگه ای انجام میدم برگشت گفت همش کاراتو ول نکن اینجوری اخر عاقبت نداری! چ ربطی داره؟ تفریحم بود دیگه ، یا میگه شاغل باش و.. با اینکه خودش نه شاغل نه تحصیلات داره منم سنم اونقدرا نیست که بخوام درگیر بشم و راستشم بخوام بگم خونوادم ساپورتم میکنن نیازی به اینکه حتما کار کنم ندارم میگم زندگیم کلا تفریح وار ، همش درمورد این موضوعات حالا بماند موضوع های خورده ریزه که ادا دراوردن و تقلید یجوریه که وقتی میان ما همه وسیله هامونو و .. جمع میکنیم وگرنه میره همون چیز نسخه بی کیفیت اداشو درمیاره بنظرتون این چجور آدمیه؟ من هیچی نمیگم شما برداشتتون چیه؟