کلا خانوادگی تو سری خور بودیم.هم بابام هم مامانم هیچوقت به ما یاد ندادن حق خودمونو بگیریم یا جواب آدم هایی که بهمون بدی میکنن رو بدیم.بارها شده طرف بهم توهین کرده ولی فقط بغض کردم و نتونستم جواب بدم.یه خواهر داشتم ازم بزرگتر بود به خاطر آزار و اذیت هایی که خانواده شوهرش میکردن و خودشم افسردگی داشت خودکشی کرد.میدونم مقصر فقط خانواده شوهرش نبودن و خودشم افسردگی داشت و حالش بد بود.ولی بعد از اون دو تا از دوستام بهم تیکه مینداختن و مسخره ام میکردن.فکر میکنید چی شدن؟بعد از ده سال بهترین زندگیو دارن.همونی که خواهرمو مسخره میکرد تو بهترین نقطه از شهر خونه خریده شوهر خوب زندگی خوب بچه دار شده.منم بدترین زندگیو دارم.چطوری فکر میکنید کارمایی هست؟خودتونو گول نزنید.
یه تایمی مجبور شدم برم خونه خاله ام زندگی کنم.باهام بدترین رفتارو داشت.بهم غذا نمیداد و جلوی من به بچه های خودش قورمه سبزی میداد
من چهار ماه حسرت اینو داشتم قورمه سبزی بخورم.دو بار از خونه اش منو بیرون کرد.حتی جرات اینو نداشتم گریه بکنم.جنگ اعصاب راه مینداخت که من تورو راه دادم حالا هی گریه میکنی گریه هاتو ببر خونه خودتون و هزاران فحش و نفرین دیگه.چیزی شد؟.یه فروشگاه بزرگ داره تو تهران کلی زمین و ملک داره خودش سالم زندگی میکنه تازه به مردمم خیلی بدی کرده.یادمه گوشواره میخرید ۳۰۰ هزار میدادش هفت میلیون و خیلی بی انصافی میکرد ولی بازم خدا خیلی بهش برکت میداد.
میتونم تا صبح نمونه بیارم از اینکه ظالم همیشه سالم