نمیدونم چرا اینقد اصرار داره ک ما نریم سر خونه زندگیمون دائم در حال زنگ زدن ب شوهرمه الان دیدم ک پیام اومده برا شوهرم ک نوشته نهایت تا یک ماه دیگه دانشگاه ها مجازیه عروسی نکن عید برو ماه عسل شوهرمم گفته خب بشه من میخام برم سر خونه زندگی خودم اونم اصرار ک نه فعلا نرو بیا خونه تا بهت بگم ب ما هم گوش بده فقط حرف زنتو گوش نده شوهرمم گفته من فقط حرف زنمو قبول دارم الان درگیر خونه دیدن و جهیزیه خریدنیم نمیان پیش شما کار دارم
حالا فکر میکنید ک برادر شوهرم خوب مارو میخاد نه تا فهمیده یپول اومده حسابمون هر پنج دقیقه یکبار درخواست پول میکنع شوهرمم میگه ندارم فقط میخاد پول مارو بکشه بالا ک بدش دوباره همسرم کارر کنه عید بریم ماه عسل
دلم میخاد خودم برم بهش بگم کم تو زندگی من دخالت کن تو خودت نزاشتی زنت ی روز عقد بمونه عقد و عروسی یکی کردی
تازه عقدش نکردی صیغش کردی
بد دوماع ک حامله شد تازه رفتی عقدش کردی ما نظری دادیم؟ پس توعم دخالت نکن