کسی نیست ولی من میگم....
ی خواستگار اومده بود،همه چی خوب تقریبا
پسره ی سال از من بزرگه
خانواده دار
خانواده شون خیلیی دوسم دارن بعلاوه خودش
ولی فکر یکی دیگ از سرم بیرون نمیره،چون چیزی ک بینمون بود،کامل قضیه ش روشن نشده
و من اصلا نمیتونم ب کس دیگه ای فک کنم
چون فک میکنم اون دوسم داره و باید منتظر بمونم تا ابرازش کنه
ی شهر دیگه ن!
و از خانواده ش شناختی ندارم
ولی خودشو دوس دارم