2777
2789
عنوان

اقبال بد

1 بازدید | 0 پست

ظرف های آب چکون زیاد بود و گفت بیا بردار من خواب آلود بودم روز قبلش دوستم اومد و ساندویچ درست کردم خیلی خسته بودم. شب هم برای اون جدا درست کردم و اون وقتی اومد خوابید من بچه رو بردم پارک. ساعت نزدیک 9 و نیم اومدم. نمیدونم چرا به ظرف های آب چکون گیر داد. بحث کردیم. گفتم نمیتونم و دعوا شد. خونه رو ترک کردم اومدم خونه مادرم. تمام شب حالم بد بود. دیگه نمیتونم. چطوری خودمو نجات بدم؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108