فردا باید با یه موضوعی که برام سخته و ازش فراریم روبه رو بشم حتی جون اینو ندارم خونه رو تمیز کنم خودم شلخته خونم کثیف همش میخوام یه کاری کنم امروز حداقل بهم خوش بگذره ولی نمیگذره نمیدونم چیکار کنم همیشه وقتی تو همچین شرایطی قرار میگیرم خونه رو تمیز میکنم یکم با خودم خلوت میکنم خوب میشم ولی از وقتی شوهرم هست دیگه نمیشه انگار یه موجود اضافیه مهمانع ارامشمع