2777
2789
عنوان

فالگیر

27 بازدید | 0 پست


فهمید دارم حسرتی داغی غمی فهمید


از حجــم اقیــانوس دردم شبنـمی فهمید


می گفت یک جــایی دلم دنبال آهویی است


فــال مــرا فــهمی نفــهمی مبهــمی فـهـمید


این کـولی زیبــا دو مــاه از ســـال می آمد


وقـتی کــه می آمد تمــام کــوچه می فهمید


امسـال هــم وقتـی که آمد شهــر غـوغا شد


امسـال هــم وقتـی کــه آمـد عالــمی فهمید


اوداشـت هفـــده سـال یا هجده... نمی دانم


مـی شد از آن رخسـار زرد گنــدمی فهمید:


مـو فالـگیرُم... اومدُم فالِت بگــیرُم.... هـای


فهــمید دارم اضـطرابی ، ماتمـی ؛ فهـمید


دستــم به دستـش دادم و از تب ،تب سردم


بی آنکـه هـذیان بشـنود از مـن کمی فهمید


بخـتِت بلـنده... ها گُلو! چِشمون شیطون کور


راز تــونـه گـفــتـُم پریـنــو آدمــی فـهـمید


هی گفت از هر در سخن ، از آب و آیینه


از مهـره ی مار و طلسم و هر چه می فهمید


بـا اینهـمـه او کــولی خــوبی نخــواهـد شـد


هـرچـند از باران چشـمـم نـم نـمی فهمـید


مــی خـــوانــد از آیـیـــنه راز مــاه را امـا


یک عمـــر من آواره اش بودم، نمی فهمید!



محمدحسین بهرامیان

🔴آقاهسسسسستم🔴

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز